محمد علی کلی

زندگی نامه محمد علی کلی بوکسور مسلمان به همراه بررسی علت مرگ

محمد علی کلی یک قهرمان بوکس می باشد که می خواهیم در این مقاله اشاره ای دقیق به بیوگرافی او بکنیم. در این مورد شما می توانید خیلی ساده تر در سایت شرط بندی بوکس فعالیت داشته باشید که خب بدون شک این مسیر می تواند برایتان سود های خوبی به همراه داشته باشد.

محمد علی کلی بوکسور سیاه پوست امریکایی که نام خود را در تاریخ بوکس و جهان جاودانه کرد. علی کلی عالی بود و یک دیو شکست ناپذیر در دنیای بوکس بود. محمد علی کلی در جنبش آزادی سیاه پوستان امریکا هم نقش یک رهبر را داشت و یک مسلمان واقعی بود که در ادامه به این موضوع می پردازیم. محمد علی در دنیای بیرون آدم بسیار آرامی بود و به هیچ عنوان قلدری نمی کرد به طوری که حتی وقتی با یک نفر که او را نمی شناخت در خیابان دعوایش شد و آن مرد مشتی در صورت کلی زد او هیچ واکنشی نشان داد و از آن مرد عذر خواهی کرد با این که حق با او بود و راهش را کشید و رفت، بعد ها که آن مرد که همسایه کلی بود یکی از مسابقاتش را در تلوزیون دید آمد و حسابی از او عذر خواهی کرد و کلی هم او را برای شام به خانه اش دعوت کرد، در این مقاله می خواهیم درباره چنین شخصیتی با شما سخن بگوییم.

زندگی نامه محمد علی کلی

زندگی نامه محمد علی کلی

محمد علی کلی سال 1942 میلادی در کنتاکی امریکا به دنیا آمد او در محله سیاه پوستان زندگی می کرد و پدرش نقاش و تابلو نویس بود و مادرش هم در خانه مردم به عنوان خدمتکار کار می کرد تا زندگی شان بگذرد. محمد علی خیلی بازیگوش و پر جنب و جوش بود و این اصلا تعجبی نداشت زیرا سیاه پوستان به صورت ژنتیکی آدم های قدرتمند و پر تحرکی هستند و محمد علی هم از این قائده مستثنی نبود. محمد علی اما در ابتدا کودکی مظلوم بود و طبق گفته خودش بسیار ساده و کم حرف بود به طوری که همیشه از بچه های محل کتک می خورد و خیلی وقت ها قلدر های محله شان خوراکی های او را می گرفتند و محمد علی هم چیزی به آن ها نمی گفت، یعنی نمی توانست که چیزی به آن ها بگوید. محمد علی روزی از خانه بیرون رفت و با دوستان خود از محله خود دور شدند و به مرکز شهر رفتند تا گشتی بزنند محمد علی در ابتدا با این کار مخالفت کرد اما با اصرار دوستانش قبول کرد که این کار را بکند.

آن ها با هم به مرکز شهر رفتند و کلی رستوران و سگ و ماشین و مردم مختلف را دیدند که در حال گشت و گزار و کار های روز مره شان بودند اما چیزی که نظر محمد علی را به خود جلب کرد این چیز ها نبود، دوستان محمد علی همگی به ماشین های مختلف و خانه های زیبا خیره شده بودند و البته به رستوران ها و غذاهای خوشمزه شان اما محمد علی فقط به یک چیز خیره شده بود و آن هم بچه هایی بودند که در پارک در حال دوچرخه سواری بودند. محمد علی کلی از دوچرخه خوشش آمده بود و دلش می خواست که یک دوچرخه داشته باشد، وقتی به خانه برگشت و به پدر و مادرش گفت که به مرکز شهر رفته است پدر و مادرش او را دعوا کردند و به او گفتند که او هنوز کوچک است و نباید خیلی از خانه دور شود در ادامه این بحث محمد علی به آن ها گفت که دوچرخه می خواهد، ناگهان مادر محمد علی جا خورد او فهمید که محمد علی دوچرخه دیده است و دلش خواسته، مادر محمد علی به او گفت که فعلا نمی توانند برای او دوچرخه بخرند و محمد علی هم کمی ناراحت شد اما دقیقا 3 ماه بعد برای روز تولدش پدرش او را سور پرایز کرد و برای او یک دوچرخه خرید آن روز محمد علی آن قدر خوشحال شد که حد نداشت، آن روز یکی از بهترین روز های زندگی اش بود.

محمد علی کلی بوکسور مسلمان

محمد علی کلی بوکسور مسلمان

محمد علی خوشحال بود و به هیچ چیز دیگری فکر نمی کرد اما این خوشحالی آن قدر دوام نداشت و برای او اتفاق بدی افتاد. روزی که او خوشحال و خندان در حال دوچرخه سواری بود دزدی جلوی او را گرفت، به گفته محمد علی او هم یک سیاه پوست بود که فقط چند سال از محمد علی بزرگتر بود و به احتمال زیاد در همان محله های اطراف زندگی می کرد، آن پسر محمد علی را کتک زد و دوچرخه اش را دزدید محمد علی هم گریه کنان به اداره پلیس رفت و گزارش دزدی دوچرخه اش را داد و کل ماجرا را تعریف کرد اما چون یک پسر بچه سیاه پوست بود به او توجهی نکردند مامور پلیسی که آن جا بود به او گفت که تقصیر خودت بوده است که دوچرخه ات را دزدیدند، می خواستی از خودت دفاع کنی و جلوی این کار را بگیری و بعد به محمد علی گفت که از آن جا بیرون برود اما وقتی کلی داشت از اداره پلیس بیرون می رفت مامور پلیس دیگری جلوی او را گرفت و به او آدرس یک باشگاه بوکس را داد و به کلی گفت که او در آن جا مربی است و سری به او بزند، کلی به او گفت که پول زیادی ندارد که پرداخت کند اما آن مامور به او گفت که نیازی به پرداخت پول نیست.

 

انگیزه ای بزرگ برای مردی بزرگ

اینگونه شد که تمرینات محمد علی کلی شروع شد و او هر روز به باشگاه بوکس می رفت او مدرسه را هم رها کرده بود و فقط به تمرینات بوکس می رفت، پدر و مادر کلی نمی دانستند که او به مدزسه نمی رود، کلی هم در ابتدا به آن ها چیزی نگفت زیرا نمی خواست آن ها جلوی او را بگیرند. کلی هر روز تمرین می کرد و نشان داده بود که پتانسیل تبدیل شدن به یک بوکسور حرفه ای را دارد. او در این جا بود که هدف زندگی اش را پیدا کرد. در سال 1962 بود که محمد علی به اسلام روی آورد او دلیل این کار خودش را آشنا شدن با دوستی مسلمان و البته قبل از آن مطالعات خودش بیان کرد. محمد علی یکی از رهبران جنبش آزادی نژادی در امریکا بود او گفت که من کتاب های زیادی خواندم و به دنبال فلسفه ای می گشتم که در آن برابری و آزادی و صلح و آرامش وجود داشته باشد که وقتی با دوستی مسلمان آشنا شدم و او قرآن و چند کتاب دیگر را به من معرفی کرد و من آن ها را خواندم دیدم که دینی به نام اسلام وجود دارد که همه این ها را در خود جای داده است و من آن جا بود که به اسلام روی آوردم.

مبارزات کلی بوکسور سیاه پوست

مبارزات کلی بوکسور سیاه پوست

محمد علی کلی و جو فریزر چند مسابقه خونین را باهم برگزار کردند که مو به تن آدم سیخ می کرد، جو فریزر قهرمان سنگین وزن جهان و رقیب کلی بود فریزر 3 سال متوالی بود که قهرمان سنگین وزن جهان بود که بالاخره این عنوان را در مسابقه ای به کلی باخت. این دو 3 بار باهم بازی کردند که 2 بار کلی برنده این مسابقات بود و 1 بار هم فریزر، مبارزه محمد علی کلی با جو فریزر در سال 1971 به نبرد قرن شهرت یافت و جزء فراموش نشدنی ترین نبرد های تاریخ شد آن مسابقه 15 راند طول کشید و در نهایت جو فریزر را به بیمارستان بردند کلی هم بعد از آن بیهوش شد و راهی بیمارستان شد، آن مسابقه را جو فریزر برد و در حالی راهی بیمارستان شد که اولین شکست محمد علی کلی را در دوران حرفه اش به او تحمیل کرده بود. محمد علی کلی و تایسون هم مسابقات خوبی را باهم برگزار کردند و هیجان را به همگان هدیه دادند این 3 بوکسور ابر قدرت های دنیای بوکس در آن زمان بودند.

محمد علی کلی در ایران

محمد علی کلی در ایران

محمد علی کلی در سن حدودا 60 سالگی بود که به ایران سفر کرد و به مشهد مقدس و حرم امام رضا رفت و دلیل این کار خود را هم بیان کرد، محمد علی اذعان داشت که بیماری ای دارد به نام پارکینسون، این بیماری مغزی و نادر بود که محمد علی چند سالی بود که گرفتارش شده بود او گفت که از امام رضا خواسته است که او را شفا دهد. محمد علی کلی در المپیک 1996 آتلانتا حضوری پر رنگ داشت مشعل المپیک در دستان کلی همه را خوشحال و متحیر کرد و همه بلند شدند و برای او دست زدند، کلی نماد آزادی و قدرت بود و همه مردم او را دوست داشتند. حتی با گذشت این همه سال مشاهده فیلم محمد علی کلی جزء پر سرچ ترین عبارت های جهان است و گوگل نیز این موضوع را تایید کرده است که کلی قدیمی ترین ورزشکاری در جهان است که بیشترین سرچ ممکن درباره او می شود. قدرت ضربه مشت محمد علی کلی در دوران حرفه ای اش 2000 پوند اندازه گیری شده بود که میزانی غیر قابل باور است مربی بوکس کلی گفته بود که هر مشت کلی قدرتی معادل 2000 هزار پوند را به حریف وارد می کند.

مرگ محمد علی کلی

مرگ محمد علی کلی

محمد علی کلی 32 سال با بیماری پارکینسون خود جنگید و همیشه سر حال و خندان بود اما در سن 74 سالگی بالاخره این بیماری کار دستش داد و بر اثر مشکل تنفسی راهی بیمارستان شد و فوت کرد. درگذشت کلی خیلی ها را عزادار کرد و خیلی از طرفداران او ناراحت شدند حتی گزارش هایی از خود کشی نیز به گوش رسید که به خاطر کلی خود کشی کرده بودند. علی کلی در میشیگان زندگی می کرد اما او را در زادگاهش ایالت کنتاکی به خاک سپردند و افراد معروف و مشهور زیادی برای خاکسپاری وی آمدند.

بیشتر بخوانید
بیوگرافی "فرشید امیر شقاقی" ملقب به مونتیگو
اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *